Happy Yalda Night




شب یلدا ز راه آمـــــــــــد دوبـــــــــاره

بگیر ای دوست! از غمهـــــــا کناره


شب شادی وشـــور و مهربانی است


زمـــــــان همدلی و همزبانی است


در آن دیدارهــــــــــــا تـــــــــازه گردد


محبت نیـــــــــــــــز بی اندازه گـردد


به هرجا محفلی گرم و صمیمی است


که مهمانی درآن رسمی قدیمی است


به دور هم تمـــــــــــام اهــــــل فامیل


شده بر پا بســــاط میــــوه
آجیل

ز خـــوردن خوردنِ این شـــــــــام چلّه


شود مهمان حسابی چاق و چلّه
!!

همــــــــــه با انتظاری عاشقــــــــــانه


نظـــــــر دارند ســـــــــوی هندوانه
!

نشسته با تفاخـــــــــر تــوی سینی


کنارش چاقـــــــــــویی را هم ببینی


چو گــــــــردد قــاچ قــــاچ آن هندوانه


شود آب از لب و لوچـــــــــــه روانه
!

بســــــاط خنده و شادی فراهـــــــــم


پیا مک می رسد پشت سر هم


جوانان آن طرف پ نه پ بگویند


دل از گرد و غبــــــار غـــــم بشویند


کسی را گـــر صدایی نیم دانگ است


در این محفل پی تولید بانگ است
!!

زند بــــــــا “ای دل ای دل
زیـــــر آواز

ز بعد آن
هاهاها”یی کند ســـــاز!

ببندد چشــــــــم و جنباند ســـرش را


بخواند شعـــــــــــــرهای از برش را
!

چنین با شور و نغمه
شعر و دستان

خرامان می رســــــد از ره زمستان


شمردم مــــن ز چلّــــــــه تا به نـــوروز


نمانده هیچ؛ جز هشتاد و نه روز
!

کنـــــون معکــــــــــوس بشمارید یاران


که در راه است فصــــــــل نوبهاران...






 
 
 

نخودی گفت لوبیائی را

نخودی گفت لوبیائی را

کز چه من گردم این چنین، تو دراز

گفت، ما هر دو را بباید پخت

چاره‌ای نیست، با زمانه بساز

رمز خلقت، بما نگفت کسی

این حقیقت، مپرس ز اهل مجاز

کس، بدین رزمگه ندارد راه

کس، درین پرده نیست محرم راز

بدرازی و گردی من و تو

ننهد قدر، چرخ شعبده‌باز

هر دو، روزی در اوفتیم بدیگ

هر دو گردیم جفت سوز و گداز

نتوان بود با فلک گستاخ

نتوان کرد بهر گیتی ناز

سوی مخزن رویم زین مطبخ

سر این کیسه، گردد آخر باز

برویم از میان و دم نزنیم

بخروشیم، لیک بی آواز

این چه خامی است، چون در آخر کار

آتش آمد من و تو را دمساز

گر چه در زحمتیم، باز خوشیم

که بما نیز، خلق راست نیاز

دهر، بر کار کس نپردازد

هم تو، بر کار خویشتن پرداز

چون تن و پیرهن نخواهد ماند

چه پلاس و چه جامهٔ ممتاز

ما کز انجام کار بی‌خبریم

چه توانیم گفتن از آغاز


پروین اعتصامی، دیوان اشعار



ای در میان جانم گنجی نهان نهاده



ای در میان جانم گنجی نهان نهاده             بس نکته‌های معنی اندر زبان نهاده

سرّ حکیم ما را در شوق لایزالی               در من یزید عشقش پیش دکان نهاده

در جلوه‌گاه معنی معشوق رخ نموده           در بارگاه صورت تختش عیان نهاده

از نیست هست کرده، از بهر جلوهٔ خود       وانگه نشان هستی بر بی‌نشان نهاده

روحی بدین لطیفی در چاه تن فگنده            سرّی بدین عزیزی در قعر جان نهاده

خود کرده رهنمایی آدم به سوی گندم           ابلیس بهر تأدیب اندر میان نهاده

خود کرده آنچه کرده، وانگه بدین بهانه        هر لحظه جرم و عصیان بر این و آن نهاده

بعضی برای دوزخ، بعضی برای انسان        اندر بهشت باقی امن و امان نهاده

کس را درین میانه چون و چرا نزیبد          هر کس نصیب او را هم غیب‌دان نهاده

عمری درین تفکر، از غایت تحیر             گوش دل عراقی بر آستان نهاده


عراقی، منتخب غزلیات





پایان افسانه کیم جونگ ایل


افسانه کیم جونگ ایل به پایان رسید. مرد شماره یک کره شمالی پس از 69 سال درگذشت. مردی که در پیونگ یانگ او را " رهبر عزیز " کره شمالی می خواندند در هفدهمین روز از ماه دسامبر سال 2011 رفت تا زمام امور یکی از حاشیه سازترین کشورهای جهان را به فرزندش بسپارد. در واپسین سال های 2011 که از این پس سال مرگ دیکتاتورها نام خواهد گرفت، کیم جونگ ایل هم رفت تا بازی برای باراک اوباما رئیس جمهوری ایالات متحده در سومین سال حضورش در قدرت پیچیده تر از پیش شود.
کره شمالی را بسیاری از رسانه های غربی کشور سیاه می خوانند. هیچ تصویر واضحی از آنچه درون این کشور می گذرد وجود ندارد. داستان آنها که به پیونگ یانگ سفر کرده و از نزدیک زندگی ساکنان این کشور را دیده اند، به روایت های سینمایی بیشتر می ماند. مردمانی که حتی برای ازدواج هم باید اجازه رسمی دولت را بگیرند. هیچ کس نمی داند که کیم جونگ ایل واقعا در این سالها در کره تا چه اندازه محبوب بود. با اینهمه مجری اخباری که خبر مرگ وی را اعلام کرد تمام تلاشش را به کار گرفت تا با اشک های خود این حسرت را به تصویر بکشد.



اطلاعات تکمیلی و فیلم خبر اعلام مرگ را از اینجا ببینید.
از اینجا  هم می توانید اخباری در مورد زندگی شخصی و عکس ببینید.

علت مرگ از سوی رسانه های دولتی فشار کار زیاد بر تن و روح وی اعلام شد. ظاهر ماجرا حاکی از این است که وی هنگام فوت خارج از پیونگ یانگ بوده است.

کیم جونگ ایل از سال 1994 پس از مرگ پدرش رهبر این کشور فقرزده کمونیست بوده است.وی یک بار در سال 2008 دچار سکته مغزی شد و برای چندین ماه از انظار عمومی دور بود، در همان زمان هم بسیاری خبر فوت او را بر سر زبان ها انداختند.
در حال حاضر تمام نگاه ها به سمت "کیم جونگ اون" پسر سومش که بیش از 25 سال دارد به عنوان جانشین او دوخته شده است. پسری که در سال های اخیر به همراه پدر به کشوری ماند چین هم سفر کرد.
از نخستین لحظات اعلام خبر فوت کیم جونگ ایل رسانه های این کشور از مردم می خواهند که وحدت خود را حفظ کرده و پشت سر جانشین کیم جونگ ایل صف بکشند.
مراسم بزرگداشت کیم جونگ ایل روز 28 دسامبر در پیونگ یانگ برگزار خواهد شد و کیم جونگ اون کمیته برگزارکننده مراسم را هدایت خواهد کرد.از 17 تا 29 دسامبر یک دوره عزای ملی اعلام شده است.

زندگی شخصی:

  • کیم جونگ ایل رهبر کره شمالی یک همسر وسه معشوقه داشت. معشوقه دوم او کو یونگ هی تا زمان مرگ درسال دوهزار و چهار نقش بانوی اول کره شمالی راداشت.
  • کیم جونگ ایل به علت ترس از پرواز با قطار اختصاصی خود به سفر می پرداخت.
  • کیم جونگ ایل گفته بود که به فیلم علاقه زیادی دارد و مجموعه‌ای متشکل از بیست هزار فیلم دارد وبه فیلم‌های جیمز باند علاقه دارد.

سرتیتر دو خبر در این مورد:

یک موسسه تحقیقاتی روسی پیش بینی کرد که کره شمالی به دلیل بروز جنگ قدرت میان فرماندهان ارتش و نخبگان سیاسی آن در اواخر دهه 2020 سقوط می کند.

قحطی شدید در کره شمالی


به دنبال بارش باران‌های شدید سیلابی در کره شمالی، این کشور با قحطی شدیدی روبرو شده است. پرس تی وی نوشت: سیل شدید در ماه جولای سال جاری میلادی منجر به ویرانی هزاران خانه و ده‌ها هزار هکتار از محصولات زراعی در استان هوانگهای جنوبی که از پیش از کمبود مواد غذایی رنج می‌برد، شده است.

منبع: خبر آنلاین

 

شیخ ابوالحسن خرقانی



آرامگاه عارف نامی شیخ ابوالحسن خرقانی در روستای قلعه نو خرقان

ودر نزدیکی آرامگاه   سلطان العارفین بایزید بسطامی ، شیخ حسن جوری

و ابن یمین فرومدی واقع شده است.24) کیلومتری شمال شاهرود)

بنای آرامگاه از آجر است و در سال ۱۳۵۲ توسط انجمن آثار ملی بنا شده است .

 

از بیانات شیخ است که می گوید :

قبله پنج است  کعبه  قبله مؤمنانست 

بیت المعمور قبله  فرشتگان

عرش قبله دعاگویان 

حق  قبله جوانمردان

و اما  دل قبله خاصان است".

گفته اند که سلطان محمود غزنوی، به دیدار  شیخ ابوالحسن خرقانی رفته و از وی کسب فیض کرده و نصیحت خواسته است.

از شاگردان ممتاز و مشهور شیخ ابوالحسن خرقانی، خواجه عبدالله انصاری  عارف قرن پنجم

هجری است که سالها در خرقان زیسته و از انفاس پر برکت شیخ  ابوالحسن خرقانی کسب

فیض و معلومات کرده است.

در مورد ارتباط معنوی بایزید  بسطامی عارف قرن دوم و سوم هجری با شیخ ابوالحسن خرقانی

که از وفات بایزید  ۲۳۴ هجری تا تولد شیخ ابوالحسن ۳۵۱ یا ۳۵۲ هجری، یکصد و هفده یا

هیجده سال  فاصله است مطالب زیادی در آثار نویسندگان و محققان به ویژه عارفان قرنهای

بعد  آمده است، که قابل توجه و تأمل می باشد از سلطان العارفین بایزید بسطامی نقل

کرده اند که هرسال یک باربه رباط دهستان  می آمد و بر فراز تلی می ایستاد و همانند

کسی که بوی خوشی استشمام نماید نفس می کشید .

چون علت را از وی پرسیدند گفت


زین سو بوی یاری می رسد... ......   کاندراین ده شهریاری می رسد

بعد چندین سال میزاید شهی....... ...... می زند بر آسمان ها خرگهی

رویش از گلزار حق گلگون بود.... .از من او ، اندر مقام افزون بود

چیست نامش گفت نامش بوالحسن... حلیه اش را گفت و ابرو و ذقن

قد او و رنگ او و شکل او......... .یک به یک راگفت از گیسو و رو

شیخ فریدالدین عطار درباره شیخ ابوالحسن خرقانی چنین می نویسد :

 آن آفتاب الهی، آن آسمان نامتناهی قطب زمان، ابوالحسن خرقانی، پیشوای اهل طریقت

و راهنمای سالکان راه حقیقت، در درگاه حضرت عزت آشنایی عظیم داشت.

از دیگر سخنان والای شیخ ابوالحسن خرقانی که برگزیده ایم، اینهاست:

 

 - الهی !خلق تو شکر نعمتهای تو کنند - من شکر بودن تو کنم؛ نعمت، بودن توست .

 -  عالم بامداد برخیزد طلب زیادتی علم کند ، و زاهد طلب زیادتی زهد کند و ابوالحسن

 -  در بند آن بود که سروری به دل برادری رساند.

 - کاشکی عقوبت همه خلق، مرا کردی تا ایشان را دوزخ نبایستی دید.

  - بهترین چیزها دلیست که در وی هیچ بدی نباشد.


شیخ فرید الدین عطار نیشابوری درباره ملاقات شیخ  ابوالحسن خرقانی و شیخ الرئیس ابوعلی

سینا چنین نوشته است : نقل است که بوعلی سینا به آوازهً شیخ عزم خرقان کرد، چون به وثاق

شیخ آمد، شیخ به هیزم رفته بود. پرسید که شیخ کجاست؟ زنش گفت: آن زندیق کذّاب را

 چه کنی؟ همچنین بسیار جفا گفت شیخ را، که زنش منکر او بودی، حالش چه بودی !

بوعلی عزم صحرا کرد تا شیخ را بیند، شیخ را دید که همی آمد و خرواری درمنه بر  شیری نهاده،

بوعلی از دست برفت، گفت: شیخا این چه حالتست؟

گفت: آری تا  ما بار چنان "ماده"گرگی نکشیم "یعنی زن" شیری بار ما نکشد .

پس بوثاق باز آمد، بوعلی بنشست و سخن آغاز کرد و بسی گفت، شیخ پاره ای گل در

آب کرده بود تا  دیواری عمارت کند، دلش بگرفت، برخاست و گفت مرا معذور دار که این دیوار

  را عمارت می باید کرد، و بر سر دیوار شد، ناگاه تبر از دستش بیفتاد، بوعلی  برخاست تا

آن تبر بدستش باز دهد،پیش از آنکه بوعلی آنجا رسید آن تبر برخاست  و بدست شیخ باز شد.

بوعلی یکبارگی اینجا از دست برفت و تصدیقی عظیم بدین حدیثش پدید آمد، تا بعد از آن طریقت به فلسفه کشید، چنانکه معلوم هست.


خواجه عبدالله انصاری در مناجات و مقالات خود درباره درک فیض  از مکتب شیخ بزرگ خرقان

چنین آورده است       :

عبدالله مردی بود بیابانی، میرفت بطلب آب زندگانی، ناگاه رسید به  شیخ ابوالحسن خرقانی، دید چشمهً آب زندگانی، چندان خورد که از خود گشت فانی، که نه عبدالله ماند و نه شیخ ابوالحسن خرقانی، اگر چیزی میدانی من گنجی بودم نهانی، کلید او شیخ ابوالحسن خرقانی خرقانی.


خانم کریستین تورتل محقق فرانسوی در خصوص شیخ ابوالحسن کتابی تألیف  نموده که

گوشه ای از تاریخ اجتماعی عرفانی این مرز و بوم را روشن می نماید.



 



یک متن زیبا از شاملو

به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم ...

خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده.

زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد.

آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم، تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود ...

و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.

به بخش ارتوپدی رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم.

بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم ...

فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم.

زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم ...!


خدای مهربان برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد و من به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم:

هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم

قبل از رفتم به محل کار یک قاشق آرامش بخورم .

هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم.

زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم .

و زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم.

امیدوارم خدا نعمتهایش را بر شما سرازیر کند: 

رنگین کمانی به ازای هر طوفان ،

لبخندی به ازای هر اشک ،

دوستی فداکار به ازای هر مشکل ،

نغمه ای شیرین به ازای هر آه ،

و اجابتی نزدیک برای هر دعا .

قوانین طلایی موفقیت


بسیاری این راه را پیموده اند شما  هم بپیمایید ضرر نمی کنید!


قانون1


 بیائید ذهنمان را پر از فکر آرامش، شجاعت، سلامتی و امید کنیم زیرا زندگی ما همان چیزی است که ذهنمان می سازد.

قانون 2


بیائید حتی با دشمنان حتیٌ الامکان درگیر نشویم ، زیرا این کار بیشتر از آن که آنها را آزرده خاطر کند، از ما نیرو می گیرد. بیائید حتی یک دقیقه را هم صرف فکر درباره کسانی که دوست نداریم نکنیم.

قانون 3


الف- به جای نگرانی درباره ناسپاسی، انتظار ناسپاسی داشته باشیم. یادمان باشد که حضرت مسیح فقط در یک روز ده آدم جذامی را شفا داد وفقط یک نفر از او تشکر کرد.

ب- یادمان باشد که تنها راه دست یافتن به خوشحالی وسعادت، انتظار تشکر از دیگران نیست، بلکه بخشش را باید به خاطر شادی بخشش دوست داشت.

د- یادمان باشد که سپاسگزاری را باید همچون بذری کاشت بنابراین اگردوست داریم، فرزندانمان آدمهای شکرگزاری بار بیایند، باید این صفت را به آنها بیاموزیم.

قانون4

همیشه چیزهایی را که باید شکرشان را به جا بیاورید بشمارید، نه مشکلاتتان را.

قانون 5



از دیگران تقلید نکنیم. خودمان را بشناسیم وخودمان باشیم زیرا حسادت یعنی جهل و تقلید یعنی خودکشی.

قانون 6


وقتی تقدیر به دستمان یک لیمو ترش میدهد، از آن شربت درست کنیم.

قانون 7


با اندکی شاد کردن دیگران، اندوه خود را از یاد ببریم. وقتی به دیگران نیکی می کنید به خود نیکی کرده اید.

دیل کارنگی


یک عاشقانه ی فرانسوی

این عاشقانه ی فرانسوی را دوست خوب "مائده ها "، آقای مسعود خان اولیائی فرستاده است که تقدیم حضور می نمایم. فقط یک بیت از ترجمه ای که فرستاده بودید، به نظرم ایراد داشت که آنرا تصحیح نمودم. با تشکر از مطلب زیبایت، مقدمت گلباران، مسعود خان:


عشق شکیباست وسرشار از خوبی

عشق بی طرف است.

هرگز حسود نیست.

عشق نه پر مدعاست و نه مغرور،

هرگز نه خشن می شود نه خودخواه،

عشق نه زود خشم است و نه کینه توز،

 عشق از اشتباهات دیگری به وجد نمی آید؛

بلکه شادی را در حقیقت می جوید.

عشق همه را می بخشد،

همه را باور دارد،

و همواره امیدوار و مقاوم است.

... واین است معنای عشق.


 


"L'amour est patient, empli de bonté et désintéressé.


Il n'est jamais jaloux.


L'amour n'est ni prétentieux ni orgueilleux.


Il n'est jamais grossier ni égoïste.


Il n'est pas colérique et n'est pas rancunier.


L'amour ne se réjouit pas de tous les torts d'autrui,


mais trouve sa joie dans la vérité.


Il excuse tout, il croit tout, il espère tout et endure tout.


Voilà ce qu'est l'amour."







21 آذر، روز نجات آذربایجان، گرامی باد.

فردا 21 آذرماه، ما دانشجویان ارشد ورودی 90، به صرف ناهار، در یکی از رستورانهای سطح شهر، مهمان استاد گرانقدر دپارتمان زبان و ادبیات فرانسه ی مشهد، آقای دکتر وثوقی، هستیم.  یک گپ و گفت دوستانه خواهیم داشت، استاد می خواد خاطراتشو برامون تعریف کنه و برخی از ترجمه هایش رو هم قول داده که یادگاری برامون امضا کنه.

سپس استاد پرسیدند: " می دونید چرا 21 آذر رو تعیین کردم؟ می دونید این روز چه روزی است؟ "

با سرافکندگی گفتیم: " خیر، نمی دونیم. "

ایشان به تفصیل در موردش صحبت کرد و چکیده ی سخنانش این بود که: " این روز،  روز آزادی آذربایجان از چنگال شوروی سابق است. 21 آذر سال 1324 روز جدا شدن آذربایجان از پیکر ایران، و 21 آذر سال 1325  روز نجات و برگشت آذربایجان به دامن مام وطن است."

این روز برگ زرینی در تاریخ ایران است. روزی که ارتش ایران فداکاری چشمگیری از خود نشان داد،  این واقعه از رویدادهای عصر پهلوی دوم بود. این روز در تقویم قبل از انقلاب اسلامی، تعطیل رسمی بوده است و استاد می خواست با تعیین این روز به این مناسبت تاریخی ارج نهاده باشد.

در فاصله ی دو آذرماه یعنی از سال 1324 تا سال 1325 خورشیدی اگر دولتمردان و بزرگمردان ایران دیر جنبیده بودند،نه تنها تبریز و اردبیل و رضاییه، بلکه مهاباد و میانه و مراغه و زنجان و خوی و ماکو نیز،امروز پیوندی با کشور ایران نداشت.همانگونه که در یک سده پیشتر از آن نیز در رویدادی شوم، تفلیس و گنجه و قره باغ و شیروان و ایروان و ارمنستان پیوندشان با ایران بریده شد.

انگلیس و امریکا و  روسیه در کنفرانسی که در تهران بر پا شد پیمان بستند که تا 6 ماه پس از پایان جنگ خاک ایران را ترک گویند.جنگ پایان یافت، انگلیس و امریکا به پیمان خود عمل کردند اما روسیه به پیمانی که بسته بود عمل نکرد  و ارتش خود را از خاک ایران بیرون نبرد.

باز پس گرفتن آذربایجان، آن هم در روزگاری که تعدادی از کشورهای جهان هرگز نتوانستند خودشان را از شر قشون اشغالگر خارجی نجات دهند و هویت ملی آنها از دست رفت، یک رویداد بزرگ و کم نظیر در تاریخ معاصر ما، به حساب می آید.

 

برای مطالعات بیشتر، می توانید به لینک های زیر مراجعه فرمایید.

اینجا و اینجا

یک لبخند

ارزش مادّی ندارد اما منشاء اثر بسیاری است.

دریافت کنندگانش را سرشار می سازد، بی آنکه بخشندگانش را دچار فقر گرداند.

لحظه ای بیش نمی پاید اما خاطره اش گاه ابدی است.

هیچکس چندان غنی نیست که بتواند از آن چشم پوشی کند

و هیچکس هم چندان فقیر نیست که نتواند از آن ببخشد.

در خانواده سعادت می آفریند، مایه ی دلگرمی در کارها و نشانه ی ملموس رفاقت است.





 
Un sourire ne coûte rien et produit beaucoup.

Il enrichit ceux qui le reçoivent, sans appauvrir ceux qui le donnent.

Il ne dure qu'un instant, mais son souvenir est parfois éternel.

Personne n'est assez riche pour pouvoir s'en passer,

Et personne n'est tro
p pauvre pour ne pas le donner
.
Il crée le bonheur au foyer, est un soutien dans les affaires et le signe

sensible de l'amitié.


Un sourire donne du repos à l'être fatigué, rend du courage au plus

découragé,

Il console dans la tristesse et est un antidote de la nature pour toutes les

peines.

Cependant il ne peut s'acheter, ni se prêter, ni se voler.

Car c'est une chose qui n'a de valeur qu'à partir du moment où il se donne.

Et si quelquefois vous rencontrez une personne qui ne vous donne pas le

sourire

que vous méritez, soyez généreux, donnez-lui le vôtre.

Car nul n'a autant besoin d'un sourire que celui qui ne peut en donner aux

autres.



به جسم خسته آسایش می بخشد. به مأیوس ترین انسان ها نیز شهامت می بخشد.

تسلّی بخش آلام و پادزهر طبیعت در تمام پریشانحالی ها است.

با این حال، قابل خریده شدن، وام داده شدن یا ربوده شدن نیست.

از آن رو که کالایی است که تنها در موعد پرداخت ارزشمند است.

اگر تصادفاً به شخصی بربخورید که لبخندی را که سزاوار آنید را از شما دریغ می کند؛ بخشنده باشید و لبخند خود را ارزانی اش کنید.

چرا که هیچکس نیازمندتر از انسانی که قادر به اعطای لبخندی نیست، وجود ندارد.



نام نویسنده را نمی دانم اما متن زیبایی بود که استاد مسلمی برایمان ارمغان آورد و ترجمه اش نمودم.

امید که مقبول خاطر خوانندگان واقع شود و گل لبخند همیشه بر لبشان شکوفا باشد.

مریم مجدلیه، حقیقت یا مجاز؟

بر پایه داستان انجیل مریم مجدلیه فاسدالاخلاق و بسیار زیبا بوده‌است. روزی اهل شهر به دنبال وی می‌افتند تا وی را سنگسار کنند. او می‌گریزد تا به عیسی(ع) می‌رسد. عیسی داستان را از پیگیران مریم می‌پرسد و آنان می‌گویند که ما می‌خواهیم او را از برای گناهانش سنگسار کنیم. عیسی می‌گوید بسیار خوب چنین کنید ولی اولین سنگ را کسی بزند که گناهی نکرده باشد. این سخن عیسی ایشان را شرمنده و پراکنده ساخت و جان مریم مجدلیه رهانیده شد. از آن پس این زن از یاران نزدیک عیسی در آمد. تابلویی هم از این داستان «واقعی» توسط لئوناردو داوینچی ترسیم شده که بسیار زیباست و در موزه سن سباستین نگهداری می‌شود. این تابلو به نام «فرار مریم مجدلیه» مشهور است.

با این همه وجود شخصیتی تاریخی به نام مریم مجدلیه و شیوه زندگی او محل بحث و شک است.

فرقه‌های مرتد مسیحی معتقدند مریم مجدلیه نه تنها زنی بدکاره نبوده، بلکه او از خانواده‌ای سلطنتی می‌باشد و عیسی مسیح با او ازدواج نمود. طبق اعتقادات این فرقه‌ها، حتی انجیلی به مریم مجدلیه منسوب است که در آن ذکر شده که مسیح مصلوب نشده‌ است.و همچنین از وی دارای دختری به نام سارا بوده است.


Mary Magdalene (مریم مجدلیه)


به بهانه ی فیلم "  کد داوینچی "

در این فیلم گفته می شود که مریم مگدالن ، همسر عیسی بوده است و هنگامی که عیسی بر صلیب بود ، مریم مگدالن از عیسی باردار بوده و بعدها از مسیح دختری به نام سارا به دنیا آورده است و نواده ی عیسی زنده است و صومعه ی " زایان " [1] از او نگه داری می کند  .

پاپ ژان پل دوم این فیلم را تحریم کرد . البته برخی از مسلمانان هم با این فیلم مخالفت کردند.

اما یک سؤال :

آیا در قرآن به مجرد بودن  عیسی(ع) اشاره ای شده است ؟

در قرآن به این موضوع اشاره ای نشده. قرآن درباره یِ مجرد یا متاهل بودن عیسی ساکت است. یعنی اشاره ای به این موضوع نشده. اما به مجرد بودن یحیی اشاره شده.

منظورم این است که هر نظر و تحلیلی درباره ی این فیلم داشته باشیم ، از قرآن برای قضاوت در این باره نمی توان مایه گذاشت.

علاوه بر حواریون که همراهان عیسی بودند , سه زن هم همیشه با عیسی بودند . در این باره در انجیل ِفیلیپ، از انجیل های غیر رسمی، آمده که :

 

(36) There were three Mariams who walked with the Lord at all times:

his  mother and [his] sister and (the) Magdalene? this one who is called his consort.

Thus his (true) Mother and Sister and Mate is (also called) Mariam .

The Gospel of Philip


همواره، سه مریم Mariam یا Mary ، به همراهِ سَرورِمان بودند : مادرَش، خواهرَش، و مجدلیه . این همان است که یار consort یا companion نامیده مى‌شد.

مادر، خواهر، و یارِ companion یا mate او، مریم، نام داشتند.


به هر حال فیلم خوبی است. به دیدنش می ارزد. اصلا مگر فیلمی را که پاپ تحریمش می کند، می شود ندید؟!

 من شخصا فیلم را ندیده ام اما کتابش را خوانده ام.



1. دیر صهیون ، Priory of Sion یک انجمن اخوت مخفی تأسیس شده در ۱۱۸۸ است که استادان اعظم آن، بزرگ‌ترین دانشمندان و هنرمندان دوران خود بوده‌اند از جمله : ساندرو بوتیچلی، لئوناردو داوینچی، رابرت بویل، آیزاک نیوتن، چارلز رادکلیف، ویکتور هوگو، کلود دبوسی و ژان کوکتو.

بیتشرین تاثیر این انجمن بر دو کتاب خون مقدس، جام مقدس و راز داوینچی مشاهده می‌شود .صهیون ، نام کوهی است که داود پیامبر بر آن خانه داشته و گویا در همان جا هم دفن شده    .است 


 

شعری از دیان وست لیک

You are equal to all others
some may have greater
talents and power
where you are lacking
but you are greater in areas where
they cannot go
do not stop your own growth
and progression
by trying to emulate...
or follow... anyone
step out with courage
develop all that you are meant to be
look for new experiences...
meet new people
learn to add all new dimensions
to your present and future
you are one of a kind...
equal to every other person
accept that fact
live it use it stand tall
in belief of who you are
reach for the highest accomplishment
touch it grasp it
know it is within your ability
live to win in life
and you will


 
Diane Westlake

تو با دیگران برابری
شاید برخی با استعدادتر و توانمندتر از تو باشند.
اما هستند عرصه هایی که آنان را توان مبارزه با تو نیست.
رویش و بالندگی خود را
با رقابت و دنباله روی از دیگران مانع مشو!
با شهامت قدم در راه بگذار.
تمامی آنچه می خواهی بدان دست یابی بپروران.
آزمون های نو را جستجو کن!
بدیدارهای تازه همت کن
بیاموز تا به حال و آینده ات
ابعاد تازه بیافزایی!
تو خود انسانی هستی, همطراز با دیگران
این حقیقت را پذیرا شو
آن را جان بخش
بکارش گیر
و سرافراز باش
در این باور که کیستی
بسوی غائی ترین فضیلت رهسپار شو
آن را لمس کن در چنگ بفشارش
بدان که به انجامش قادری
برای پیروزی در زندگی، زندگی کن
یقینا بدان دست خواهی یافت.

دیان وست لیک


گفتگو با خدا

Interview with God

گفتگو با خدا



I dreamed I had an Interview with God.

خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم .

So you would like to Interview me? "God asked:"

خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی ؟

If you have the time "I said:"

گفتم : اگر وقت داشته باشید .

God smiled,

خدا لبخند زد،

My time is eternity.

وقت من ابدی است .

What questions do you have in mind for me?

چه سؤالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی؟

What surprises you most about humankind?

چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند؟

God answered ....

خدا پاسخ داد: ... 



اثری از ریتا استریکلند



لطفا متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید.

ادامه نوشته

عاشورا، نقطه پرگار شاعران عرب

به نظر می‌رسد شاعران شیعه‌مذهب در توصیف واقعه‌ عاشورا، بیشتر به اهداف اصلی و آرمان‌خواهانه‌ امام حسین(ع) بویژه امربه ‌معروف و نهی‌از منكر اشاره كرده و پیرامون آن شعر سروده‌اند، اما شاعران و ادیبان دیگر مذاهب با تمركز بر موضوع اصلاح‌گری،‌ این واقعه را توصیف كرده‌اند و در آثار این‌گروه هدف امام حسین(ع)‌ اصلاح جامعه‌ منحرف آن‌ زمان ذكر شده كه در پرتوی فداكاری و ایثار به گونه‌ای عمیق حاصل شده است.


احمد امین ناقد مصری در این‌باره می‌گوید: «حقیقت این است كه ادبیات شیعه، ادبیات عرب را غنی و پربار كرده و علت آن نیز موقعیت شیعه بود كه به صورت طبیعی موجب شعله‌ور كردن عاطفه و تحریك آن می‌شد؛ عاطفه‌ای كه بهترین پشتوانه ادب محسوب می‌‌شود‍.»


شاعران اهل تسنن:


در تاریخ ادبیات عرب، شاعران اهل تسنن نیز آشكارا به سرودن اشعار ویژه‌ امام حسین(ع) مبادرت ‌ورزیده‌اند. یكی از این شاعران سنی‌مذهب، ابن ثناالملك است كه تمام ارزش و اعتبار شخصی خود را ناشی از علاقه به امام حسین(ع) دانسته و بصراحت شیعه و سنی را عزاداران این مصیبت می‌خواند.
بعضی از منتقدان ادبی معتقدند هر چه شاعران و نویسندگان شیعی واقعه‌ عاشورا را از دیدگاه حقانیت و قداست نگریسته‌اند، نگاه شاعران و نویسندگان اهل سنت،‌ نسبت به این واقعه سیاسی بوده است.
نزار قبانی شاعر سنی‌مذهب، داستان مقاومت مردم فلسطین و جنوب لبنان را برگرفته از كربلا می‌داند و جنوب را به عنوان پوشنده‌ عبای امام حسین(ع) و تصویری كه برگرفته از صحنه كربلاست، بیان می‌كند. قبانی در یكی از اشعار خود سروده است: «اگر می‌خواهیم دوباره متولد شویم از خیمه حسین(ع) و اهل‌بیت او بر پوست شما، علامت شهادت نصب می‌شود و از دل روزگار همچون جوشیدن‌ آب و پیام بیرون می‌آید؛ پیامی كه كربلا، احد، بدر، حسین(ع) و فاطمه(س) یك صدا ندا می‌زنند تا ما تاریخ‌مان را اصلاح كنیم.»

شاعر معروف دیگری در ادبیات عرب به نام عبدالرحمان شرقاوی می‌گوید:

«جایگاه سر حسین(ع) در قلب من‌ است. به دنبال راس حسین نباشید بلكه از ارزش و جایگاه شهادت او آگاه باشید.»



واژه‌های عاشورایی در ادبیات عرب


‌تاثیرات دامنه‌دار واقعه‌ عاشورا در متون ادبی نویسندگان و شاعران عرب تا بدان‌جاست كه برخی از واژگان هچون فداكاری، ایثار، مبارزه با ظلم و... به طور ناخودآگاه به واقعه‌ عاشورا استناد داده می‌شود و این تاثیرات پس از گذشت 14 قرن هنوز دامنه‌دار است.

همچنین واژه‌هایی مثل عطش، آب، تیرهای مسموم، خیمه‌گاه، فرات،‌ ثارالله، یالثارات، راس‌الحسینبیاتی شاعر عراقی را می‌توان به عنوان نمونه‌ای از این شاعران ذكر كرد كه زندگیش را در تبعیدهای پی‌درپی گذرانده و واژه‌های كربلا، فرات، شهید و... در شعر او برجسته است. این شاعر در یكی از قصاید خود چنین سروده است:


«از هزار سال قبل صدای گریه بلند است بر شهید كربلا و پیوسته خون امام حسین(ع) رنگ آب فرات را سرخ و نخل‌ها را خونین نموده است.».


منبع: وبسایت «حم»، با تشکر از حسین

مرثیه ای عاشورایی

دکتر زکي المحاسني (م.1392ق) شاعر معاصر اهل سنت که از شهرت علمي و ادبي فراواني برخوردار است. از عشق زايد الوصف درونش نسبت به سرور شهیدان، امام حسین (ع)، پرده برمي دارد:


عاطني دمعاً و خذ مني عيناً

واحسيناً واحسيناً واحسينا

انا في الشام و تيار حناني
ينتحي من ذکرک المحزون حينا

يسال الريح اذا هبّت رخاء
في البوادي عن هوي قد کان دينا

يا مهاداً في العراقين اجيبي:
اين مثوي ذلک المحبوب اينا؟!

(شبر، 1422 ق، ج10، ص 335).



من در معامله سودآور، حاضرم چشمم را بدهم و قطره اشکي را در راه حسين عليه السلام دريافت کنم. اي واي از مصيبت برحسين! اي واي!


من اکنون در شام هستم در حالي که طوفان محبت من در ذکر مصيبت حسين عليه السلام روان است.


باد همواره در وزيدن خويش اين مصيبت را به همه جا مي رساند.


اي بستر دجله و فرات به من جواب دهيد که جايگاه محبوب من کجاست؟


عزاداریهاتون قبول. التماس دعا.

ترجمه ی شعر

: تقدیم به همسر مهربانم


تمام كبوتران قلبم را براي تو سر مي دهم

 

در آن هنگام كه گونه هايت سيراب از بوسه گل هاي بهاري است

 

و گيسوانت دستان خسته مرا نوازش مي دهد

 

و تو

 

خوب مي داني كه آينه ها ديگر تصوير مرا نشان نمي دهند!

 

چرا كه ديري است در هم تنيده است

 

شعر من و

 

آغوش مهربان تو


شاعر: ابوذر اولیائی، به نقل از وبسایت گلستانه




A ma chère femme:



Je t’offrirai

 tous les pigeons de mon cœur,

quand tes joues auront été arrosées

 par baisers des fleurs printanières,

et quand tes cheveux auront caressé mes mains épuisées de fatigue.

Et toi,

Tu le sais bien,

que les miroires

ne reflètent plus mon image !

Car, il y a longtemps que mes sentiments poétiques

Et tes bras tendres se sont unis les uns aux autres. 


Le poète iranien: Abouzar OVLIAÏ

Traduit en français par Massoumeh SALIMI

ترجمه از بنده


j

سرود ملی فرانسه ( مارسییز )

«مارسيز (به فرانسوی: La Marseillaise ) از آن جمله سرودهاي ملي جهان است كه از دل مردم برخاست و خود مردم آن را انتخاب کردند.»

اين سرود در 24 آوريل 1792 توسط روژه دوليل، ( Rouget de Lisle)، افسر ارتش 

فرانسه سروده و ساخته شد.  سه سال بعد، در سال 1795 در چنين روزي، مجلس ملي این سرود را به عنوان سرود ملي فرانسه انتخاب كرد.

25 آوريل 1792 وقتي سربازان عازم منطقه راين براي جلوگيري از حمله ارتش آلمان به
فرانسه بودند، داوطلبان بندر مارسي شروع به خواندن اين سرود هنگام بازگشت به
مارسي كردند به همين خاطر اين سرود به سرود «مارسيز» معروف شد.


كريستف رضاعي موسيقي دان و آهنگساز ايراني كه به موسيقي فرانسوي نيز تسلط دارد
می گوید: «اين موسيقي كه واقعا موسيقي زيبايي است. متعلق به دوره آخر باروك است
يعني نوعي به كلاسيسيم اول تعلق مي گيرد. رضاعي ادامه داد: «سرود ملي فرانسه با سرودهاي ملي كشورهاي ديگر فرق دارد. اين سرود براي سرود ملي شدن ساخته نشده
بلكه چون بين مردم از اهميت و محبوبيت ويژه اي برخوردار بوده است به عنوان سرود
ملي انتخاب شده است.


مارسيز اول در بين مردم رايج شد و مردم آن را پذيرفتند بعد به عنوان سرود ملي انتخاب شد. به همين خاطر هم از روح مردمي و انقلابي بالايي برخوردار است.»

رضاعي افزود: «زماني كه دولت فرانسه تصميم گرفت اين سرود را به عنوان سرود ملي انتخاب كند بخش هاي زيادي از آن را حذف كرد و بخش هايي از شعر را كه عنصر ملي در آن بيشتر بود باقي گذاشت.»

زمان امپراطوري ناپلئون و لوئي هجدهم و در زمان بازگشت دوم (1815) آن را به دليل ماهيت انقلابي اش ممنوع اعلام كردند. پس از انقلاب ژوئيه 1830 اين سرود دوباره آزاد شد. اما ناپلئون سوم آن را دوباره تحريم كرد. تا اين كه باز هم مارسيز در سال 1879 شكوه قبلي خود را پيد كرد و از آن پس هميشه به عنوان سرود ملي و رسمي فرانسه به كار رفت.

روژه دو لیل، سازنده سرود مارسییز، برای نخستین بار آن را برای حضار می‌خواند.


ترجمه فارسی

بند اول

فرزندان میهن بپاخیزید،


روز شکوه و سرفرازی رسیده است.


ستم، چشم در چشم ما،


بیرق خونین‌اش را افراشته.


به آوایی که از دشت‌ها می‌آید گوش سپار،


نعرهٔ این سربازان هراس‌آور را می‌شنوی؟


می‌آیند که به میان شما بتازند،

تا پسران، همسران و دوستانتان را از دم تیغ بگذرانند.

(همسرایی)                                

           


متن فرانسوی


Couplet I

Allons enfants de la Patrie,

Le jour de gloire est arrivé!

Contre nous de la tyrannie,

L'étendard sanglant est levé, (bis)

Entendez-vous dans les campagnes


Mugir ces féroces soldats?

Ils viennent jusque dans vos bras

Egorger vos fils et vos compagnes!

Refrain


منابع: میراث خبر و ویکیپدیای فارسی

ترجمه کامل متن سرود و متن اصلی را در ادامه مطلب بخوانید.

اجراهای بسیاری از این سرود موجود است: از جمله اجرا توسط ادیت پیاف.

یکی از اجراها رو در منوی سمت چپ گذاشته ام.

از  اینجا  و  اینجا، می توانید برخی اجراها را دانلود کنید.

 



ادامه نوشته

ترانه ی "من بیمار هستم." از لارا فابین

« من بیمار هستم »

دیگر رویایی ندارم


دیگر سیگار نمی کشم


دیگر حتی داستانی هم ندارم


بدون تو کدر و پستم


بدون تو زشت و ناپسندم


مانند یتیمی در خوابگاه هستم


دیگر دلم نمی خواهد زندگی کنم زندگی من !


وقتی می روی زندگیم متوقف می شود


دیگر زندگی ندارم حتی بسترم


به سکوی ایستگاه تبدیل شده است


وقتی تو می روی


من بیمار هستم کاملا بیمارهستم.

Je Suis Malade
Je ne rêve plus

je ne fume plus

Je n’ai même plus d’histoire

Je suis sale sans toi

je suis laid sans toi

Je suis comme un orphelin dans un dortoir

Je n’ai plus envie de vivre ma vie!

Ma vie cesse quand tu pars

Je n’ai plus de vie et même mon lit

Se transforme en quai de gare

Quand tu t’en vas

Je suis malade complètement malade

منبع: وبسایت «سلام کبک»، Bonjour Québec
 
از منوی سمت راست ترانه رو بشنوید.
 
 
 
متن اصلی و ترجمه به طور کامل در ادامه مطلب
ادامه نوشته

تاج محل

تاج‌محل (به هندی: I महल، به اردو: تاج محال) آرامگاه زیبا و باشکوهی است که در نزدیکی شهر اگرا و در ۲۰۰ کیلومتری جنوب دهلی نو پایتخت هند واقع شده‌است. این بنا به دستور شاه جهان، امپراتور گورکانی هند به منظور یادبود از همسر ایرانی محبوبش ممتاز محل که در سال ۱۶۳۱ (میلادی) به‌هنگام وضع حمل فوت کرد بنا شده‌است. شاه تصمیم گرفت پس از مرگ همسرش با ساخت بنایی زیبا، مجلل و عظیم، همسرش را جاودانه کند. از این‌رو آرامگاهی زیبا بر روی قبر او بنا نهاد.

همانطور که مشخص است، نام این بنای زیبا ایرانی می‌باشد. این ساختمان بر پایه مخلوطی از معماری ایرانی، هندی و اسلامی تأسیس شده‌است و در ساخت آن ۲۰،۰۰۰ هنرمند و معمار از نقاط مختلف آسیا به‌خصوص ایران، شبه قاره هند، آسیای میانه و آناتولی شرکت داشته‌اند.

آغاز ساخت تاج‌محل سال ۱۶۳۲م (۱۰۴۲ ش) بود و در سال ۱۶۴۷م (۱۰۵۷ ش) تکمیل شد. احمد معماری لاهوری و برادرش استاد حمید لاهوری (سده یازدهم هجری) سرمعماران ایرانی سازنده تاج محل در هندوستان بوده‌اند. در برخی متون نیز از عیسی خان شیرازی و امانت خان شیرازی طغرانویس، که هر دو ایرانی بوده‌اند نام برده شده‌است، که گویا خطاطی‌های روی در و دیوارهای تاج محل به امانت خان واگذار شده‌بوده‌است.

 

نماد وفا و عشق ابدی


تاج محل بنایی مُجَلَّل و رمز عشق ابدیست که سه قرن و نیم از بنای آن می‌گذرد. اخلاص به عشقی رومانسی، از دوران بسیار دور همچون: «لیلی و مجنون»، «رومئو و ژولیت» و یا «بخت‌النصر» که باغ‌های معلق بابل را به نشان وفاداری برای همسرش ساخت که یکی از عجایب هفتگانه دنیاست، تاج محل نیز یکی از عجایب هفتگانه جدید دنیاست، تاج محل آرامگاه «ارجمند بانو بیگم» ملقب به ممتازمحل همسر محبوب «شاه‌جهان» پنجمین پادشاه گورکانی بود که در هند به پادشاهی رسید. این بنا به دستور شاه‌جهان برای نشان دادن عمق علاقه و عشق خود به ممتاز محل ساخته‌است. داستان بنای این مجموعه عمارات مجلل که در وسط آن گنبد تاج محل چون نگینی می درخشد، بر ارزش تاریخی این شاهکار هنری افزوده است. تاج محل، در واقع، باشکوه ترین هدیه یک شاه به همسر از دست رفته اش است و پایه‌های آن بر عشق وافر شاه جهان گورکانی به ممتاز محل ایرانی تبار استوار است. شاید اگر در سال ١۶٠٧ میلادی شاهزاده خرم، که بعدا با نام شاه جهان شناخته شد، ارجمند بانو بیگم را، که بعدا به ممتاز محل ملقب شد، نمی دید، امروز از تاج محل خبری نبود.

منبع: وبسایت شگفتی ها

ادامه نوشته

شعر موش و گربه عبید زاکانی

اگر داری تو عقل و دانش و هوش

بیا بشنو حدیث گربه و موش

بخوانم از برایت داستانی

که در معنای آن حیران بمانی

ای خردمند عاقل ودانا

قصهٔ موش و گربه برخوانا

قصهٔ موش و گربهٔ منظوم

گوش کن همچو در غلطانا

از قضای فلک یکی گربه

بود چون اژدها به کرمانا

شکمش طبل و سینه‌اش چو سپر

شیر دم و پلنگ چنگانا

از غریوش به وقت غریدن

شیر درنده شد هراسانا

سر هر سفره چون نهادی پای

شیر از وی شدی گریزانا

روزی اندر شرابخانه شدی

از برای شکار موشانا

در پس خم می‌نمود کمین

همچو دزدی که در بیابانا

ناگهان موشکی ز دیواری

جست بر خم می خروشانا

سر به خم برنهاد و می نوشید

مست شد همچو شیر غرانا

گفت کو گربه تا سرش بکنم

پوستش پر کنم ز کاهانا

گربه در پیش من چو سگ باشد

که شود روبرو بمیدانا

گربه این را شنید و دم نزدی

چنگ و دندان زدی بسوهانا



این حکایت در گذشته های دورتر، در کتاب های درسی بچه ها بوده است و مادرم بیشترش را از حفظ برایم می خواند.


تقدیم به طبع ظریف نکته دانان! ادامه شعر را در ادامه بخوانید.

همچنین توجه شما را به نقدی در همین زمینه جلب می نمایم:

نقدی بر داستان موش و گربهٌ عُبید زاکانی کاظم ودیعی

ادامه نوشته

به سلامتی!

* به سلامتی کسی که وقتی بردم گفت :
اون رفیــــــــــــــــــــــــق منه .......
وقتی باختم گفت : من رفیـــــــــــــــــــــــــــقتم ......

 
* به سلامتی کلاغ که آزادی رو به زیبایی ترجیح داد!!!!!
 
* به سلامتي درياچه اورميه...
نه بخاطر اينكه مظلومه فقط به خاطر اينكه هيچ وقتي اجازه نداد كسي توش غرق بشه...
 
* به سلامتی لرزش دست های پیر پدر.
 
* به سلامتی اونایی که اعتقادات مذهبیشونو فقط تو دل خودشون نگه میدارن و به بقیه تحمیل نمیکنن........ به سلامتی اونایی که اهل ریا کاری مذهبی نیستن.

 

* به سلامتی تکیه کلام عادل فردوسی پور در برنامه 90 : همه چی مون به همه چی مون میاد!


* به سلامتی اونایی که...
درد و دل همه رو گوش میدن......
اما معلوم نیست خودشون کجا درد و دل میکنن...
 
* به سلامتی اونایی که به ظاهر آرومن ولی توی دلشون سونامی هست.
 
* سه سال از اون وداع تلخ میگذره ولی هنوز طنین گرم صدات تو گوشمه که میگفتی:
قهر کردی؟
حرف که میزنی؟!
و بعد صدات رو میبردی بالا: "اصلا چه معنی داره تو این خونه کسی با کسی حرف نزنه"
به سلامتی خسرو شکیبایی...
 
* به سلامتی‌ اون بچه‌ای که شیمی‌ درمانی کرده و همهٔ موهاش ریخته، به باباش میگه بابا من الان شدم مثل رونالدو یا روبرتو کارلوس.

باباش میگه قربونت برم از همهٔ اونا تو خوش تیپ تری ....
 
* به سلامتی همه اونایی که خطشون اعتباریه ولی معرفتشون دایمیه!
 
* کمپوت باز کردیم، بخوریم، به مامانم میگم: مامان فکرکنم مزه ش عوض شده! ...میگه : آره،
میگم : بریزمش دور؟
میگه : نه
، بذار تو یخچال بابات میاد میخوره !!!! به سلامتی همه باباها....
 
* به سلامتی اونایی که خدا رو با غول چراغ جادو اشتباه گرفتن وقتی آرزویی دارن یادش میوفتن.
 
* به سلامتی اونایی که به پدر و مادرشون احترام میذارن و میدونن تو خونه ای که بزرگترها کوچک شوند؛ کوچکترها هرگز بزرگ نمیشوند.
 
 
* به سلامتی همه باباهایی که
رمز تموم کارتهای بانکیشون شماره شناسنامشونه...
 
* به سلامتی کسی که دید تو تاکسی بغلیش پول نداره
به راننده گفت:
پول خورد ندارم واسه همه رو حساب کن....!
 

  به کودک خیابانی که چسب زخم میفروخت، گفتم: تمام چسب زخم هایت را هم که بخرم؛ باز نه زخم های من خوب می شود، نه زخم های تو...!


منبع: وبسایت « روشنگری »، با اندکی تصرف و تلخیص